الشيخ فاضل اللنكراني
40
بررسى فقهى تلقيح مصنوعى (فارسى)
علاء بن سيابه مىگويد : از امام سؤال كردم : زنى به مردى وكالت مىدهد كه تو از طرف من وكيلى كه مرا به ازدواج مردى در بياورى ، اين وكيل هم مىرود بر طبق مقتضاى وكالت عمل مىكند و اين زن را تزويج مىكند . زن بعدا اين وكيل را از وكالت عزل مىكند ، هم در زمانى كه اين وكيل را وكيل كرده شاهد گرفته و هم در زمانى كه او را از وكالت عزل كرده عدهاى را شاهد گرفته است . از امام عليه السلام سؤال مىكنند كه اين ازدواج درست است يا نه ؟ امام عليه السلام ابتدا از سائل سؤال مىفرمايند : فقهاى اهل سنّت در اين مورد چه مىگويند ؟ سائل در جواب مىگويد : آنها مىگويند اگر آن وكيل را قبل از آنكه تزويج كند ، از وكالت عزل كرده ، وكالت و تزويج باطل است و اگر بعد از تزويج عزل كند تزويج ثابت است . امام سؤال دوباره سؤال مىكنند : آن جايى كه زن وكيل را از وكالت عزل كرده ، امّا خبر عزل به گوش وكيل نرسيده و تزويج هم كرده است چطور ؟ در جواب مىگويد : اينها عقيدهشان بر اين است كه اگر زن مردى را وكيل كرد و بر اين وكالت شاهد گرفت و بعد دو مرتبه آمد شاهد گرفت بر اينكه من وكيل را عزل كردم ، به مجرّد اينكه زن گفت من وكيل را عزل كردم اين وكالتش باطل است ، حتّى اگر خبر عزل به وكيل نرسد و اگر وكيل تزويج هم كرده باشد بعد از عزل ، اين تزويج باطل است ، امّا اين را فقط در باب نكاح مىگويند و